هر روز زندگی ، حال خوبتری دارد..ینی می تواند داشته باشد
اما وقتی هوا خیلی گرمه و ترا کلافه میکند...
اصلا یه کمی فراتر از روز مرگی ها...وقتی هر روز در گوشه گوشه جهان خبرای تلخ ودردآور
می شنویم بازم میشه اینطور فکر کرد؟؟
اگه من بگم هر روز رنگ مخصوص به خود را دارد روزها رنگی می شود؟؟
برای خیلی ها رنگ غالب زندگی خاکستری و سیاه است و رنگ های دیگر را نمی بینند..
خیلی وقتا شده مشتری برای سفارش دوخت لباس پارچه ای به رنگ تیره آورده که لابلای بافت
پارچه یه راه ظریف رنگی هم دیده می شود .همان یک راه رنگی جلوه زیبایی به لباس و پارچه اش
داده... برای آدم ذوقی مثل من که عموما هم احساسم رو بروز میدهم وقتی نظرم رو درباره پارچه
میگم تازه اونوقته که مشتری متوجه نقش ظریف پارچه اش میشود و حس رضایت بیشتری از خرید
در چهره اش پدیدار میشه..
زندگی برای من مفهومی از همه ی رنگ هاست حتی اگر زمینه آن سیاه و یا خاکستری باشد با بقیه
رنگ های جعبه ی نگاهم حتما در آن نقشی می زنم .
چیدن غصه ها روی میز مانع آویز کردن خنده ام به روی دیوار نمی شود...
اینا رو گفتم چون دوستی طی چند کامنت خصوصی نگاه مرا ریشخند کرده ..
قطعا منم پر از نقصم و نوشته هایم به معنای این نیست که آدم خیلی خوب و موفقی بوده ام
یا نفسم از جای گرمی بلند میشه و اصلا هیچ غم و غصه ای ندارم ... خلاصه زندگی همه جوره
برای من هم مهیا نبوده...
اتفاقا همه قشنگی های زندگیم رو مدیون نامهربانی های روزگار میدانم بهمین خاطر هیچ
گله ای ازش ندارم
من همیشه با خود می گویم که "زندگی ایده آل ،زندگی نیست که همه چیز تمام باشد بلکه
زندگی ای است که با همه کاستی هایش اوقات خوبی در آن سر کرد"
من اینجا با صدای بلند فکر میکنم و اگه می نویسم تا دوباره خودم را ببینم و بخوانم و این به
من کمک میکند خودم را بیشتر بشناسم نقد کنم درستی و نادرستی نکاهم برمن روشن تر
شود...و قصد نداشتم از خودم یه تصویر زیبا بدهم.
دوست عزیز نمیدونم از نوشته هایم چه تصویری از من ساختی...و نگاه من چرا برای تومسخره
و دور از دسترس به نظر آمده ...شاید هم حق با تو باشد..اما ایرادی نداره که گاهی از دریچه
دیگران به زندگی نگاه کرد قطعا همه ی ما گاهی یه چیزایی برای دیدن و شنیدن جا می گذاریم و
من وقتی شما رو می خوانم بهم یادآور میشود که حواسم را بیشتر جمع کنم و صورتک های دیگر
زندگی را هم ببینم و بشناسم.
به هر حال هر کی یه مدله دیگه
یکی از آدم تعریف میکنه یکی نه
بین این آدما باید عاقلانه زندگی کرد نه عاشقانه
البته جمله ی آخر از خودم نبودا :)
قربان قدمت♧♧♧♧
معمولا نه به دنبال تعریف کسی هستم و نه نقد نابجای کسی منو می رنجونه..عاقلانه و عاشقانه را با هم دارم..
دوستت دااارم شادی عزیزم
ب
"ب" !!!
سلام اول هفته ی خوبی رو آغاز کرده باشی♧
زندگی تلفیقی از تلخی ها و شیرینی هاست
یاد بگیریم تلخی ها را کمرنگ تر و شیرینی ها را پررنگ تر ببینیم
سلام
خیلی قشنگ نوشتید
سلام به سهیلا جان

انکار این اصل فقط ما رو دچار وارونه گی های بیشتری میکند و اونا رو شرطی میکند.
شاد باشی و سپاس از نگاه مهربانت
تا وسطهای مرداد رفتم که دیگه آقای بلاگ اسکای فرمود: از اینجا به بعد نمی تونی کامنت بزنی!
سلام و خوشآمدی





راستش وقتی چشمم به آمار کامنتا افتاد تعجب کردم آخه وبلاگ من یه جای دور و صعب الوصول افتاده و خواننده راه درازی رو باید بیاد ...
من بجای آقای بلاگ اسکای از شما عدر میخام و از حضورتان کمال تشکر رو دارم
یاد این جمله از فیلم avengers افتادم:
صرفنظر از اینکه پیروز بشی یا شکست بخوری، این، فقط مشکلات و دردسرهاست که هر روز میاد جلوت!
بله نمیتوان منکر آن شد...
آیا اگر در برابر این نوشته ، فقط سکوت کنم ، توانسته ام کمی حق مطلب را ادا کنم ...
نادیای عزیز
.
.
.
.
واقعن هر حرفی بزنم ، حق مطلب ادا نمیشود .
فقط آرزو می کنم خداوند به ما هم عنایتی بکند و زاویه ی نگاهمان را بر زاویه ی نگاه شما به زندگی تنظیم کند ...
موضوع خیلی سادتر از تصور شماست خواهشا منو شرمنده زلالی نگاه و صفای روح خو د نکنید..


دوست عزیز فقط کافیه کمی پای دل خود بنشینی و گوش جانت را به نجوایش سپاری...
ممنونم دوست بزرگ و مهربانم
می دانم چشمانت با من چه میکند
فقط وقتی که نگاهم میکنی
چنان دلم از شیطنت نگاهت می لرزد
که حس میکنم چقدر زیباست
فدا شدن برای چشمهایی
که تمام دنیاست
یه سری به وب ما هم بزن
تبادل لینک
سلام به دوست تازه و نازنینم سیما خانم
و ممنونم که با نگاه پر مهرت به این پتجره روشنی بخشیدی...چشم حتما ♡♡♡♡